احمد بن محمد ميبدى

588

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

كه آن نابينا به وى آمد « 1 » - * - 3 - وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى . تو چه دانى ؟ باشد كه اين نابينا را هنرى آيد ، و پاك و حق‌ّپذير باشد - * - 4 - أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى . يا بپذيرد و پند او را سود دهد - * - 5 - أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى . اما آن كسى كه خود را از ياد خدا بىنياز داند - * - 6 - فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى . تو خويشتن را فرا او مىدارى و روى سوى او كنى ! - * - 7 - وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى . « 1 » بر تو باكى نيست كه ( فلان كافر ) از شرك پاك نشود - * - 8 - وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى . امّا كسى كه با شتاب بسوى تو مىآيد - * - 9 - وَ هُوَ يَخْشى . و او ( حق را مىشناسد ) و مىترسد - * - 10 - فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى . تو خويشتن از او مشغول مىسازى ! - * - 11 - كَلَّا إِنَّها تَذْكِرَةٌ . نه چنين است ، نشايد و نپسندم ، اين سخن پند است ! - * - 12 - فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُ . هركه خواهد آن را ياد كند و ياد دارد - * - 13 - فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ . در كتابچه‌هاى گرامى شده و نيكو داشته - * - 14 - مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ . بلندقدر و از دروغ و باطل پاك شده - * - 15 - بِأَيْدِي سَفَرَةٍ . به دستهاى نويسندگان و خوانندگان - * - 16 - كِرامٍ بَرَرَةٍ . و گراميان نيكان و پاكان - * - 17 - قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ . كشته باد اين آدمى كه چقدر ناسپاس است - * - 18 - مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ . از چه چيز خداى او او را آفريد - * - 19 - مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ . از آب پشت او را آفريد و اندازه نهاد - * - 20 - ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ . آنگاه زادن آن را آسان كرد و كردار او در اين جهان به دست او داد و آن كردار را آسان كرد و ساخته گردانيد - * - 21 - ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ . آنگاه او را بميرانيد و در گور كرد - * - 22 - ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ . پس آنگاه كه خواهد برانگيزاند و زنده به پا مىكند - * - 23 - كَلَّا لَمَّا يَقْضِ ما أَمَرَهُ . نه چنين است ، آگاه باشيد به راستى كه مردم آنچه را كه به آنان فرمودند چنان كه سزد و شايد ، انجام نداده‌اند - * - 24 - فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ . آدمى بايد تا در خورش ( غذا ) خويش درنگرد ! - * - 25 - أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا . ما آب باران را فروريختيم فروريختنى - * - 26 - ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا . پس از آن زمين را شكافتيم شكافتنى - * - 27 - فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا . در آن دانه‌ها رويانيديم - * - 28 - وَ عِنَباً وَ قَضْباً . و انگور و سبزيها و ميوه‌هاى نورس - * - 29 - وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا . و ميوه‌هاى زيتون و خرما - * - 30 - وَ حَدائِقَ غُلْباً . و بوستانهاى بزرگ و درختان ستبر - * - 31 - وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا . و ميوه‌ها و گياه‌زارها ( ساختيم ) - * - 32 - مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ . خوراك شما و چهارپايان شما - * - 33 - فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ . آنگاه كه بانگ برآيد كه گوشها را كر كند - * - 34 - يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ . آن روز كه مرد از برادر خود گريزد ! - * - 35 - وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ ! و از مادر و پدر خود گريزد ! - * - 36 - وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ . و از همسر خويش و فرزندان خويش گريزد - * - 37 - لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ . هركسى را از ايشان در آن روز كارى است بسندهء او كه او را بىنياز مىدارد - * - 38 - وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ . روىها است آن روز نازان و روشن - * - 39 - ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ . كه خندان و شادان است - * - 40 - وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ . و روىهائى است آن روز

--> ( 1 ) - اين آيه وقتى نازل شد كه پيغمبر يك نفر از رئيسان قريش را دعوت به اسلام مىكرد ، ناگهان مؤذّن رسول خدا كه مرد كورى بود رسيد و گفت : اى پيغمبر به من بياموز ! حضرت رو ترش كرده چون اميد به مسلمان شدن آن رئيس قبيله داشت ! ولى پس از نزول اين آيت پيوسته او را نوازش و محبت مىكرد .